چند ماه پیش که تو وبلاگ های متروکه بلاگفا داشتم بدون هیچ گونه هدف خاصی میچرخیدم، دلم گرفت!  دلم گرفت از این همه وبلاگ نویسی که روزی مینوشتند و الان معلوم نیست که کجا مینویسند یا اصلا مینویسند یا وبلاگ نویسی را بوسیده اند و گذاشته اند کنار؟!  نصف ظلمی که در حق وبلاگ و وبلاگ نویس ها میشود از جانب همین سرویس های ارائه دهنده است [دور از جان بلاگ بیان] الباقی هم مربوط میشود به شبکه های غیر اجتماعی از قبیل اینستاگرام و تلگرام و نمیدونم دیگه چی‌چی گرامو و الی آخر از این قبیل!   لُپ حرفم اینکه وبلاگ و وبلاگ نویسی نیاز به خونی تازه دارد تا احیاء شود. و هرکس باید با توجه به توانایی خودش آستین بالا بزند... 

اما این شعر:


ذوق و شوق وبلاگ کرده دلم

چون هوای بلاگفا کرده دلم

بُوَد بلاگ بیان بهترین ماوای ما

آه ای بلاگفا کو برادر های ما؟!!

ما نوشتنِ دیوار را لایق شدیم

طیبه الله که بلاگر شدیم

وبلاگ های خوب وقشنگی داشتیم

روی دوش خود کیبوردی داشتیم

نوشتن مارا لایق خود کرده بود

وبلاگ مارو عاشق خود کرده بود

داشتیم ما پست های پر خطر

سایه ی عمو فیلترچی روی سر

نفرت از هر خودستایی داشتیم

خلق و خوی روستایی داشتیم

همگی هم را دوست میداشتند

از برای هم کامنت خوب میذاشتند

روز ها در نت پرپر میزدیم

شب ها کامنت و لایک میزدیم

یاد روزی که بلاگر می شدیم

شمع شب های بلاگفا می شدیم

یاد آن روز ها که در وبلاگستان

جمع میشدیم ما با دوستان

سرزمین بلاگفا، یادش به خیر

وبلاگ های به فنا رفته یادش بخیر


قالب شعر از پست های همون وبلاگ های متروکه است که با تغییراتی زیادی همراه شد. :)   .. اما آدرس وبلاگی که اصل شعر اونجا بود  رو یادم نیست.