آذر آمد و با آمدنش، بارون خانوم را هم بغل گرفت و آورد... اما همیشه همین بوده، همیشه آذر بیشتر بوی پاییز و دلتنگی میدهد، همیشه آخرهایش که میشود، دستِ زمستون رو میگیره و میذاره تو دست شهر،  و یلدا خانوم رو مهمون خونه ها میکنه و میرود تا سال دیگر... و وقتی که میرود،  شب ها هم برای رفتنش ذره ذره آب میشوند!


پ.ن: شب ها،  هوا بشدت پاییزی هست، یعنی پُر از هوایِ سرد و باد های سوزناک و قطرات ریز بارونی که میخورند به سر و صورتت...  :)